انجمن ققنوس

متن مرتبط با «شهریاری» در سایت انجمن ققنوس نوشته شده است

رمان شعله های یخی پارت 3به قلم فاطمه شهریاری

  • نیلوبلاگ

    #part_3❁ ════ ❃•❃ ════ ❁باغرورایستادم وبهش نگاهی انداختمچشمهای مشکی اندام هیکلی کمی ازمن بلندتربودچون توی سازمان سیاه که بودم به حرکات وداروهایی که مصرف میکردم قدبلندوهیکلی ودرعین حال اندام زیبایی داشتم.صورتش گندمی وموهای لخت که رنگش مشکی بودابروهای سیاه وپربینی کشیده ولبی متوسط وگوشتی داشت.- بله درست گفتید من برای شمادرخواست فرستادم.- خیلی خوب شمامیتونیدازفردا کارتونروشروع کنیدفردا راس ساعت8اینجاباشیدکارهایی وحرفهایی هست که بایدزده بشه.ازاین صحبتش که مملوازغروربودولحن دستوری داشت عصبی شدم اما...

    ادامه مطلب
  • پارت 4رمان شعله های یخی به قلم فاطمه شهریاری

  • نیلوبلاگ

    #part_۴❁ ════ ❃•❃ ════ ❁باتکان دادن سر منتظر ادامه صحبتش بودم-این قوانین رو داخل برگه هایی نوشتم اگر اون هارو بخونید میتونید درباره قبول کردن این کار فکر کنید.و وقتی برگه ها امضا بشن دیگه راه برگشتی نیست و باید تابع باشید.با چشمان مغرور و لحن سردم لب زدم-من برای فک کردن نیومدم اینجا دلیل حضور من اینجا بخاطر شروع کارم هست پس وقت اینو ندارم که اینجا بشینم و فقط صحبت کنم بهتره بریم سر اصل مطالب.پوزخندی زد و بعد از باز بسته کردن چشماش دوباره لب باز کرد-بهتره به طرف سالن بالا بریم که تمام مطالب گفت...

    ادامه مطلب
  • رمان شعله های یخی پارت 5به قلم فاطمه شهریاری

  • نیلوبلاگ

    #part_۵❁ ════ ❃•❃ ════ -معطل نکن بهتره زود تر بگی که بیان!شیطانی نگاهم کرد و به دو نفر از اون غول های بیابونی گفت که؛ به طرفم بیانتوی دلم مسخره کردمشون؛توی سازمانی که من کار می کردم بلا هایی سرم آوردن که تبدیل به یک تکاور ویژه سازمانی شدم!به اندازه سه مرد قوی می تونم مبارزه کنم!-خیلی خب با مهرداد که یکی از بهترین افراد منه می تونی مبارزه کنی ولی قبلش بگم هر چی که شد پای خودته دختر خانم!مهرداد به طرفم اومد؛ پوزخند چندشی زد و بهم حمله کرد بایه جا خالی خودمو کنار کشیدم و بهش گفتم:-بهتر من بد...

    ادامه مطلب