رمان شعله های یخی پارت 3به قلم فاطمه شهریاری - تاریخ: 1401/10/14 ساعت: 12:29
#part_3❁ ════ ❃•❃ ════ ❁باغرورایستادم وبهش نگاهی انداختمچشمهای مشکی اندام هیکلی کمی ازمن بلندتربودچون توی سازمان سیاه که بودم به حرکات وداروهایی که مصرف میکردم قدبلندوهیکلی ودرعین حال اندام زیبایی داشتم.صورتش گندمی وموهای لخت که رنگش مشکی بودابروهای سیاه وپربینی کشیده ولبی متوسط وگوشتی داشت.- بله در...
پارت 4رمان شعله های یخی به قلم فاطمه شهریاری - تاریخ: 1401/10/14 ساعت: 12:29
#part_۴❁ ════ ❃•❃ ════ ❁باتکان دادن سر منتظر ادامه صحبتش بودم-این قوانین رو داخل برگه هایی نوشتم اگر اون هارو بخونید میتونید درباره قبول کردن این کار فکر کنید.و وقتی برگه ها امضا بشن دیگه راه برگشتی نیست و باید تابع باشید.با چشمان مغرور و لحن سردم لب زدم-من برای فک کردن نیومدم اینجا دلیل حضور من این...
رمان شعله های یخی پارت 5به قلم فاطمه شهریاری - تاریخ: 1401/10/14 ساعت: 12:29
#part_۵❁ ════ ❃•❃ ════ -معطل نکن بهتره زود تر بگی که بیان!شیطانی نگاهم کرد و به دو نفر از اون غول های بیابونی گفت که؛ به طرفم بیانتوی دلم مسخره کردمشون؛توی سازمانی که من کار می کردم بلا هایی سرم آوردن که تبدیل به یک تکاور ویژه سازمانی شدم!به اندازه سه مرد قوی می تونم مبارزه کنم!-خیلی خب با مهرداد که...